قایم باشک

یه حس عجیبی دارم این روزا.

شبیه کسی شدم که داره قایم باشک بازی میکنه و نوبتش شده که چشم بذاره. به چه سختی تا ۱۰۰ شمرده و خدا میدونه که چقدر حوصله اش سر رفته تا رسیده به ۱۰۰ و به چه امیدی این کا ر رو کرده و فکر میکنه که کار تمومه. حالا هر چی میگرده، هیشکی رو پیدا نمیکنه. از بس گشته خسته شده. حالا کم کم داره از اون همه دوست نا امید میشه. الان دیگه ایستاده و فقط نگاه میکنه. ببینه  حرکتی، صدایی، نشونه ای نیست؟؟

 

از امروز ۵۰ روز مونده تا عروسیمون، ان شاالله.

ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش…

همراهی

و حتی گاهی یک آدم آهنی…

انسان همیشه نیازمند یک همراه است.کسی که او را درک کندو همواره همراه باشد. رفیق دلش باشد. آرام جان باشدو خاطر خیال باشد.

پانوشت:

چه بهتر که همسری باشد!

ای خدا بازم خودت هوای مار و داشته باش…

 

عصرانه دلچسب

صرف خوردن غذا برایم اصلاً لذت بخش نیست.

اما اگر پاییز باشد، 

تو باشی،

و عصرانه باشد،

و خدا که همیشه هست.

دیگر چه چیزی کم است؟

 

ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش…

و بازهم پاییز

حضور پاییز شگفت انگیز را احساس می‌کنی؟

همیشه تصویر پاییز را فقط در عکس‌ها و فیلم‌ها دیده‌ام. وقتی در شهری مثل اهواز زندگی کنی که تنها دو فصل دارد، یک تابستان بسیار داغ، و یک زمستان با سرمایی خشک، دیگر پاییز را احساس نمی‌کنی. تنها میتوانی عکسهایش را ببینی؛ این عکسها رو در وبلاگت بگذاری و لذت ببری!

 

پانوشت:

پاییز قرمز هم داریم؟ (با توجه به عکس)

ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش…