پخموله و اخموله!

اذیتم می‌کرد. بهش اخم کردم و چشم غره رفتم. خودش را لوس کرد و گفت: پخموله، اخموله می‌شود!!

پخموله، نوع شدید از پخمه بودن است

اخموله، نوع شدیدی از اخم کردن است

آنکه اذیتم میکرد، برادر ۲۸ ساله ام بود. فکر نکنید بچه بود!

ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش…

8 دیدگاه برای «پخموله و اخموله!»

  1. کلا داداش ها تیکه های خوبی میندازند
    سنشون زیاد توفیری (من یک چیزی شنیدم و دارم می نویسم اگه املاش غلطه لطفا این حقیر را از جهل خویش آگه کنید) نداره!

  2. ای بابا
    مگه اونم آدرس این جا رو داره؟
    جلسه ان شالله آخرین سه شنبه ی مهر ماه!
    یادت می مونه؟!


    نمیاد سر بزنه اما میدانه که چرندیاتم رو یه جایی به اسم پخموله می‌نویسم!

    انشاءالله یادم می‌مونه. اما بازم یادآوری کن. میدانی که من آلزایمر مزمن دارم. شاهد مثال هم نمی‌خواد!

  3. هنوز گوگل ریدرت درست نشد ؟


    همون فرداش درست شد اما یه چند روزه، به جای اینکه پستها را بر اساس تاریخ نشون بده، بر اساس ترتیب الفبا نشون میده. واسه همه همینطوری شده.

    اندر احوالات قصه ناتمام گوگل ریدر!!

  4. ههههههههههههه پس لینک من رو بزن " آآآآآ "
    راستی لینک دومم توی لوکس بلاگ رو نزدی که !
    به اسم دروغ صادقانه لطفاً اضافه کن! البته یه آ هم بزار اولش


    پیوندهای وبلاگ موقتاً غیر فعال است

    برای هر کسی تنها یک پیوند ثبت میشود ( مگه بیکارم من؟؟!!)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.