چراغها را من خاموش می کنم

کتابش را دوست داشتم بخوانم ولی امروز و فردا کردم. تا قسمت شد و خواندم. با کتابش زندگی کردم. خیلی به زندگی

چراغها را من خاموش می کنم

گذشته‌ام نزدیک بود. زندگی در خانه‌های شرکتی، باغچه های بزرگ، حتی کارگران تعمیرات، حتی‌تر فروشگاهی که همه اجناسش خارجی باشد. زندگی زنی که همه روز و شبش فکر است و خیال. خیلی دوستش داشتم. انگار از زندگی من الهام گرفته شده باشد. هر چند شخصیت داشتان ارمنی بود و این نکته بسیار قابل توجه و موثری در روایت داشتان بود اما با همه این احوال انگار کسی زندگی ام را مرور می کرد. کتاب بسیـــــــــــــــار روان بود. در ۵۰ فصل کوتاه. از آمدن همسایه ای جدید و تا رفتن آنها. از تنهایی درونی زن. از جستجوی بی وقفه روحش به دنبال یک دوست خوب. از دغدغه های زندگیش. از قهر و آشتی با همسرش. از اشک ها و خنده هایش. از لذت  مادر بودنش و از خانه و زندگی حز کردنش. از شیرینی پختنش. همه چیز خوب بود. فقط زود تمام شد.

 

 دانلود فایل پی دی اف: +

لینک توضیحات و نقد کتاب: + + +

 ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش…

4 دیدگاه برای «چراغها را من خاموش می کنم»

  1. چقققققققدر من این کتابو دوس داشتم
    چققققدر
    سوم راهنمایی خوندمش
    ولی با فکر اون زمانم حس میکنم باید دوباره الان بخونمش :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.