نمچمه – ۲

تو گروه تلگراممون، از دوستام پرسیدم:
تا حالا شده حوصله تون سر بره، و شدیدا دلتون یه چیزی بخواد اما ندونید چی میخواید؟؟؟ من چند روزه اینطوری شدم

همه دوستام اومدن گفتن: زیاااااااااااااااد… نصف عمرمون اینطوری بودیم

من فکر می کردم خودم فقط اینطوری هستم. خدا رو شکر کردم که فقط چند روز به این درد مبتلا شدم!

پانوشت: و یاد اون بزرگی افتادم که میگفت این رخوت از کثرت نعمته. که باعث میشه هیچ چیز اون لذتی که باید رو دیگه نداره.

⇜ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش…

2 دیدگاه برای «نمچمه – ۲»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.