من کی هستم؟؟

دور میز ایستاده بودیم و هر کدام از دوستان سوالی می‌پرسید. جلسه بعد کلاس‌ها کیه؟ بیمه دقیقاً چقدر از هزینه رو میده؟ کدوم بیمارستان‌ها طرف قردادند؟ موقعش که شد چکار کنیم؟

منتظر بودم تا نوبتم بشود و منم سوالم را بپرسم. نگاهی به دوستانم انداختم. دور میز ایستاده بودیم و همه باردار. همه مان مهرماه زایمان می‌کردیم. از همدیگر شماره می‌گرفتیم و می‌گفتیم وقتی رفتی بیمارستان بهم خبر بده. خنده‌ام گرفته بود. باورم نمی‌شد. من همان دانشجوی یکی دو سال پیشم با کیفی پر از کتاب و جزوه که در همین خیابان نادری چقدر کتابفروشی‌ها را به دنبال یک کتاب بالا و پایین رفته بودم. حالا در طبقه ششم یکی از ساختمان‌های خیابان نادری از خانم نداف می‌پرسیدم: شما با بیمه ما قرداد ندارید؟ او می‌گفت: نه.

من همانم. تغییر تا کجا؟؟

ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش…

12 دیدگاه برای «من کی هستم؟؟»

  1. تا یه حدود خیلی خیلی کم اش رو تجربه کردم ولی نه در حد ازدواج و مادر شدن
    یه چیزایی تو زندگیت اتفاق می افته ک خودت هم باورت نمیشه

  2. سلام بانو
    تازه اولشه… :)
    راستی این مستطاب که لینکش را گذاشتی، یک جوزی تایپ شده که تمام فاصله ها را یک مستطیل کوچک گذاشته…
    لطفا بقرمایید که اصلاح گردد…

  3. سلام
    دخترای من خیلی با عجله به دنیا اومدن.
    هر کدوم دو سه هفته ای زودتر.
    بیشتر مراقب باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.