قرار ملاقات

 سلام.

 

دیروز قرار ملاقات داشتم(فکر بد کردی؟)  با دوستام. میخواستیم بریم یه جایی.(بازم فکر بد؟؟) یه جایی به اسم پلاک 1/7.

قرار ساعت 9 سبح بود. 10دقیقه به 9 مونده بود که از خواب بیدار شدم. با سرعت نور آماده شدم. بدون اینکه به کسی بگم داشتم  میرفتم که بابا منو دید.

 دویدم سر خیابون. پریدم تو یه تاکسی . موقع کرایه دادن دیدم فقط 1300 تومن پول دارم. و احتمالا دخلم با خرجم نمی خوند. تا موقع برگشتن حتما پولام تموم میشه. باید با اتوبوس برگردم.

3بار هی سوار شدم و دوباره پیاده شدم و یه ماشید دیگه گرفتم. یک کم هم پیاده روی کردم . شد ساعت9:24. رسیدم سر قرار. پلاک1/7. دیدم دوستام مث افغانیها رو زمین جلو در 1/7 نشستن رو زمین.

فرانک: اِ…اِ… این چه وضعیه؟

دوستام با بغض: در بسته اس… بچه ها هم هنوز نیومدن

فرانک: من مثل شماها رو زمین نمیشینم.

نمیدونم دوستام با ادعا و افه ای در حد تیم ملی چطور نشسته بودن رو زمین. یکی دیگه از بچه ها هم آمد و  تصمیم گرفتیم که  به یه پاتوق قدیمی که فقط یه کوچه با ما فاصله داشت بریم. در همین مدت که منتظر این دوست آخریمون بودیم دو تا آقاهه امدن. کلید داشتن. رفتن توی پلاک 1/7 و زود امدن بیرون و رفتن.ما هم راه افتادیم رفتیم به پاتوق قدیمی. یه کم مونده بود برسیم. که همون دو تا آقاهه رو دیدیم. اونا گفتن که در پاتوق قدیمی هم بسته است. ما هم گفتیم اونا از کجا فهمیدن که ما میخوایم کجا بریم؟ و رفتیم . دیدیم به دلیل اینکه 5شنبه است. پاتوق قدیمی مان هم تعطیل است. همین طور ویلان و سرگردان بودیم که تصمیم گرفتیم بریم مهزیار. یه تاکسی گرفتیم. یکی از بچه ها  کرایه همه مون رو حساب کرد. رفتیم دیدیم بد نیست. هوا خنکه و مکان دنج. همۀ روزه داران سخت مشغول دعا و مماز و راز و نیاز این حرفان. و ما فقط به این حرفا مشغول شدیم. کمی حرف زدیم. معاون از اینکه همه نیمومده بودن شاکی بود و هی غر میزد سر ما. هنوز حرفامون رسمی نشده بود تا اینکه ریس جون زنگ زد.(اینکه چرا خودش نیومده بود و حالا حضورش رو به یه تماس  خلاصه کرد بود هم قصه ای داره ناگفتنی) رییس جون کلی نصیحتمون کرد. و خلاصه اش این بود که تدم باشیم. کم کمک می خواستیم برگردیم که یه خانمه امد نشست کنارمون و گفت که مشاوره. معاون دوست نامبر وانمه. بهم گفت نمیخوای درباره(…**) باهاش صحبت کنی؟

منم گفتم: تو برو.. من روم نمیشه جلو تو. در این مورد صحبت کنم! (باز که داری فکر بد بد میکنی)

معاون رفت. و من کلی درباره اون مسئله باهاش صحبت کرد. و مشاور زوم کرده بود توی چشامو نگام میکرد. و میخاست تا تهِ تهِ حرفام رو بخونه.خیلی براش حرف زدم. بعد که منتظر جواب مشاوره ام شدم. گفت: یه شماره بهت میدم، بنویس….. این خانم مشاور خانوادگی میده. باهاش تماس بگیر. اگه درباره ازدواج هم خواستی با همین خانم صحبت کن.

خواستم بگم کی درباره ازدواج حرف زد. چرا خودت درباره اون مسئله جوابمو نمیدی؟ حسابی خورده بود تو ذوقم. رفتم سراغ معاون. بهش گفتم : تو سرت بخوره پیشنهادت. ضایع شدم.

معاون: مگه چی گفت.

حالا من باید برای معاون میگفتم که خانمه مطلقاً چیزی نگفت!!!

***

بعدش مشغول وارسی کیفم شدم. و 2500 تومن! پول پیدا کردم. خوشحاااااااااااال بودم که با اتوبوس برنمیگردم. اما آخرش به دلیل ذیق تاکسی با اتوبوس برگشتم

 

نتایج اخلاقی- رفتاری- تشکیلاتی:

1.خدا با ماست: چون نذاشت دیر برسم و نذاشت بدون پول بمونم.

 2. هر موقع بابا آمد گفت: پول داری. بگو دارم، اما بیشتر میخوام.

3. سعی کنید مکان قرار و از قبل هماهنگ کنید یا برید ببینید اصلا میشه اونجا قرار گذاشت؟

4. اگه تونستید هدف ما  رو از قرار ملاقاتمون بگید

………………………………………………………………………………………………

پاورقی:

*این پلاک 1/7 واقعی بود.واقعا مکان قرارمون پلاکش 17 بود. اما به بابا دقیقا گفتم که کجا میرم. و الا نمیذاشت….

 

 **  یه مشکل کوچولوی خانوادگی که معاون در جریانش قرار داره.

 

    ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش.

 

 

11 دیدگاه برای «قرار ملاقات»

  1. با سلام بر دوستداران ایرانمان به موج ما بپیوندید

    شکایت رسمی بر کارهای اقای موسوی

    لینک ادرس

    http://www.mojeghanoon.com

    برای مبارزه با اوباشهایی با لباس سبز و به بهانه انتخابات دست بر بهم زدن کشورمان دارند

    برای همسو شدن با موج ما امضا نمایید

    لینک ادرس

    http://www.obash.info/Petition.aspx

    ما عهد میبندیم تا این اقایان محاکمه نشوند و از عملکرد اشتباه شان دست بر ندارند میاستیم

    ………………..به وبلاگهای ما سر بزنید و اطلاع رسانی نمایید……………………..

    دست نوشته های یک دانشجو

    http://amirihosain.blogfa.com

    ************

    امت حزب ا…

    http://moh1979.blogfa.com

    ************

    ایران حامی

    http://kashanhami.blogfa.com

    ************

    ادب مرد به زدولت اوست

    http://hajitaraghe.blogfa.com

    ************

    22 خرداد 1388

    http://22kh1388.blogfa.com

    ************

    نواوری پیشرفت و شکوفایی

    http://ahmadinezhad-eshqe.blogfa.com

    ************

    یک دانشجوی 22 خردادی

    http://siyasaterooz.blogfa.com

    ************************************************************

    ما امروز مواجه هستيم با مشكلاتى كه از خارج براى ما تهيه مى‏كنند و صادر مى‏كنند و در داخل هم بعضى عناصر وابسته به خارج، تهيه مى‏كنند و ما را در مشكلات مى‏گذارند.. قانون براى نفع ملت است، براى نفع جامعه است، براى نفع بعضى اشخاص و بعضى گروهها نيستد .. اگر يك جايى عمل به قانون شد و يك گروهى در خيابانها بر ضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند، اين همان معناى ديكتاتورى است كه مكرر گفته‏ام كه قدم بقدم پيش مى‏رود، اين همان ديكتاتورى است كه به هيتلر مبدل مى‏شود انسان. اين همان ديكتاتورى است كه به استالين انسان را مبدل مى‏كند. اگر قانون در يك كشورى عمل نشود، كسانى كه مى‏خواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتورانى هستند كه به صورت اسلامى پيش آمده‏اند يا به صورت آزادى و امثال اين حرفها. …
    ديكتاتورى همان است كه نه به مجلس سر فرود مى‏آورد، نه به قوانين مجلس و نه به شوراى نگهبان و نه به تأييد شوراى نگهبان و نه به قوه قضائيه و نه به دادستانى و نه به شوراهاى دادستانى و همين‏طور به همه ارگانها. …

  2. سلام فرانک جون
    خوبی همشهری ؟
    چقدر خوب مینویسی در ضمن چه حوصله ای هم داری
    به قول بچهخ های خودمون دمت گرم
    فدای تووووو

  3. سلام اينجا غلط املايي داري: قرار ساعت 9 سبح بود
    بعدش يه سوال چرا داخل همه ي پستات اينو مينويسي:
    ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش.
    نميدونم چرا پست هاي طولانيه تو رو ميخونم!


    شما به بزرگواری خودتون، غلط املایی هامو ببخشید.
    خب خدا باید هوای ما رو داشته باشه، مگه موافق نیستی؟؟؟؟

  4. سلام حاج خانوم
    منو میشناسی و از حاج خانوم گفتنم تابلو شدم ولی با این حال نظرم رو میگم.
    حاج خانوم نوشته هات خیلی قشنگه ولی یه مشکل خیلی اساسی داره اونم اینه که فقط غلط املایی زیادی داره، اگه خواستی یکی 2 جلسه بیا کلاس املا بذاریم باور کن این مشکل تبدیل شده به یه مُعزَل مهم تو جامعه،حالا گذشته از این حرفها لفظ قلمت خیلی خوبه امیدوارم با رفع مشکلاتی که عارض شدم وبلاگت قشنگتر هم بشه.


    سعی میکنم دفعهبعد بهتر بشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.