غذا خوردن مادرانه

یه ضرب المثل محلی هست که همیشه بابام میگه:
از وقتی تیله کِردُم، چی پُر کُمُم نکِردُم  (تیله کردم: بچه دار شدم، کُمم: شکمم). یعنی از وقتی بچه دار شدم، شکمم رو پر از چیزی نکردم. در واقع یعنی یه دل سیر غذا نخوردم.
برخلاف بارداری که آدم هرچیزی دلش بخواد میخوره و لب تر کنه، حاضره. بعدش من هر چیزی  میخوام بخورم، یا واسه خودم خوب نیست، یا خانوم کوچیک نفخ میکنه و یا واسه زردیش خوب نیست.
کلا از چیزایی که میذارن روی سفره، من چیزایی محدودی رو میتونم بخورم و این پس از روزهای شکم پرستانه بارداری، خیلی بده!

ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش…

7 دیدگاه برای «غذا خوردن مادرانه»

  1. سلام
    اگه نظر خودت رو نخونده بودم، می گفتم مگه هنوز زردی داره؟!
    البته سر زردی هم اگر یک دانه انار را توی دهانش می فشردی، زردی اش خوب می شد.
    چون زردی بخاطر بسته بودن سر کیسه صفراء است که با یک شوک باز می شه. در حد ترشی آب یک دانه انار…

  2. وای چقدر همه پست، چرا من عقب موندم یعنی؟! :))
    چقدرم همش پستای خوبی بودن ،اونقدر که آدم دوست داره تجربه کنه :)
    من که تجربه ندارم ولی فکر کنم همه ی این سختیا به سالم بودن خانوم کوچیک میرزه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.