در خرابه؟

پیش دانشگاهی که بودم، معلم های دیفرانسیل، هندسه تحلیلی، شیمی، جبرو احتمال و فیزیک همه خانم هایی با سن بالا ولی مجرد بودند. یعنی معلم های درس های اختصاصی مان همه مجرد بودند. اون زمان این اتهام به این بندگان خدا می زدیم که چون مجرد هستند، بیکارند و بیشتر امتحان میگیرند!
و واقعا این اتهام به واقعیت بسیار نزدیک بود. اتهام دیگری که به آنها می زدیم این بود که این بندگان خدا گرفتاری ندارند، به همین دلیل غیبت نمی کنند و کلاس تعطیل نمی شود و موجبات شادی دل ما فراهم نمی شود.
از بین این معلم ها، معلم شیمی مون از اونایی بود که اصلا و تا آخرای سال اصلا غیبت نکرد. هر جلسه یا کوییز داشتیم و یا امتحان. بعضی وقتا از چند فصل گذشته امتحان میگرفت و از مطالب جلسه قبل هم شفاهی درس می پرسید. یعنی خلاصه کنم ما یه مشت موجود بدبخت بودیم که همش در معرض امتحان بودیم اونم نزدیکای کنکور.
یه بار اومدیم جمیعا دعا کردیم که معلممون نیاد! یکی از بچه ها هم یه دعای یک خطی اورده بود، هر کداممان صدبار آن رو خواندیم.
جونم براتون بگه که خانم شیمی مون، زنگ اول با یه کلاس دیگه داشت و نیامد! ما تو دلمون عروسی بود. بعد از زنگ تفریح یکی از بچه ها اومد و گفت که خانم اومده و تو دفتر نشسته! غصه بر دلمان مستولی شد. صدبار دیگر آن دعا را خواندیم که فقط خانم نیاد که حوصله نداریم. اما اتفاق عجیبی افتاد. در کلاس خراب شد و اصلا باز نمی شد. کلاس به راهرو پنجره داشت. بچه ها از پنجره آمدند داخل و وقتی خانم اومد پشت در کلاس، آنها ابراز کردند که قفل خراب شده. معلممون هم رفت و سرایدار مدرسه رو آورد و افتاد به جون در.
در یه صدایی داد و انگار باز شد. بچه ها روی زمین نشستند و چند نفری از زیر  در با دست محکمممممم در را گرفته بودند که باز نشود!! سرایدار میگفت: خانم قفل باز شده اما نمیدانم چرا در باز نمی شود. انگار از داخل گیر کرده!
معلممان می آمد و از پنجره نگاه می کرد و بچه های نشسته پشت درب، در کمتر از آنی متفرق می شدند. خلاصه این ماجرا حدود ۴۵دقیقه از وقت کلاس را گرفت. بعد دیدیم معلممان ممکن است متوجه بشود و خیلی بد می شود. و اجازه دادیم وارد شود. اما چون دیر شده بود، از ما درس نپرسید :مغرور

نتیجه گیری: دعاهای دسته جمعی همیشه جواب می دهند. معلم آمد اما خب همینکه درس پس ندادیم، باعث شادی روحمان شد. خدا توفیقمون بده!

ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش…

5 دیدگاه برای «در خرابه؟»

  1. سلام
    به نظرم تصور غلطی است که آدم های مجرد بیکار ترند. واقعا نیستند….
    مشکل این است که آدم های مجرد، معلوم نیست کجای این زندگی ایستاده اند وباید چه کنند… :( می شود هیچ کاره همه کاره. چون همه فکر می کندد بیکارتر و بی دغدغه تر از همه اند.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    به نظرم زود و دیر آمدن معلم یا نیامدنش و سخت گیری هایش، ربطی به تجرد و تأهل ندارد. معلم زبان داشتیم که معروف بود اگر عزرائیل بخواهد جانش را بگیرد، می گویم اول کلاسم را بروم، بعد… متاهل بود با دوتا بچه مدرسه ای…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.