بازهم تولدم

امسال ۲۸ساله می شوم. وقتی به سی سالگی فکر می‌کنم استرس می‌گیرم. انگار زیاد است.
چند روز پیش کرم های مربوط به افتادگی پوست رو سرچ کردم. دوست داشتم کسی منو در این حالت نبینه. زیادی جاافتاده شده ام!!!

امسال چهارسال است که تولدم را در کنار آقای همسر سر می کنم.و البته بیست روزی است که هدیه ام را داد. همین     :D گوشی که الان دارم باهاش اینا رو براتون می نویسم

امسال اولین سالی است که دو قند عسل در خانه دارم. چقدر دوستشان دارم این دلبرهای کوچک را. این ساداتِ خندان را. نگاهشان می کنم، فقط نگاه و پر از لذت می‌شوم. خدا حفظتان کند مادر!

دلم می خواست، برای روز تولدم عاشقانه ای بنویسم برای همسر. اما دیدم ایشون که وبلاگمو نمی خونن،پس منصرف شدم   :پی

خولاصه بهمن آمد و من دیدم که زندگی‌ام جریان دارد. زیباست، آرام است. دلنشین است. این جریانِ زندگی را دوست دارم. 

7 دیدگاه برای «بازهم تولدم»

  1. مبارک باشه
    چه زود مامان دو تا وروجک شدی! خدا حفظشون کنه.
    سی سالگی خیلی خوبه واقعا! من دوستش دارم!

  2. سلام عزیزم تولدت مبارک
    تولدت مبارک
    یعنی ما که۳۱ساله شدیم خیلی مسنیم:-(
    دل باید جوون باشه عزیزم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.